منتظر قائم

منتظر قائم
مردی منتظری ازشهری که به نام اومتبرک شده است
یعنی *قائم شهر*

۲۲ مطلب در دی ۱۳۹۱ ثبت شده است

به سلامتی پدر♥♥♥♥♥♥♥♥♥
پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!
پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟
پسر میگه : من..!!
… … …
پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟؟!!
پسر میگه : بازم من شیرم…
پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو!!؟؟
پسر میگه : بابا تو شیری…!!
پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا…
به سلامتی هرچی پدره

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۳:۱۱
محسن غفوری
بین شما کسی مسلمان هست؟
 
 
 
 

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۱ ، ۱۴:۴۳
محسن غفوری
مستند”شکارچی در دام” ماجرای دستگیری جاسوس اعزامی سرویس اطلاعات آمریکا(CIA) به ایران است که توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) دستگیر شدند.

شکارچی در دام

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۱ ، ۱۱:۰۷
محسن غفوری
فعالیت گروه‌های «ضدمرد»

دام‌ فریبنده فمنیست برای زنان و دختران ایرانی

فضای مجازی هر روز بیشتر از دیروز شاهد فعالیت‌ها سایت‌ها و وبلاگ‌های فارسی زبانی است که در کنار شبکه‌های ماهواره‌ای می‌کوشند با تفکرات فمنیستی از میان زنان ایرانی هم قربانی بگیرند.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۱ ، ۱۰:۳۴
محسن غفوری

اگر دلت گرفته به این شماره زنگ بزن

ارتباط با حرم مطهر امام رضا(ع) شماره تلفن: ۰۵۱۱۲۰۰۳۳۳۴


*دوستان خود من امتحان کردم فوق العاده ست*

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۵
محسن غفوری
ایوب
 
 
زن جوان انباری را گشت و صدا زد:
- ایوب ...ایوب ....بازی تمومه مامان. اینقدر منو حرص نده. فکر می‌کنم رفتی تو کوچه، دوباره گم شدی. اون وقت آواره کوچه و خیابون می‌شم‌ها...!!!
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۱ ، ۲۲:۴۱
محسن غفوری

نام چادر در قرآن

نام چادر در قرآن


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۱ ، ۱۵:۴۳
محسن غفوری
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۱ ، ۱۳:۰۰
محسن غفوری

تصویر جالب یک صورت جهیزیه در سال 1354

خبرگزاری مه دیدن و خواندن یک صورت جهیزیه 37سال پیش برای نسل کنونی جالب است و تغییرات شدید در توقعات و انتظارات را به خوبی نشان می دهد.

تصویر در ادامه مطلب یک جهیزیه در سال 1354 است که خواندن اقلام ذکر شده در آن می تواند جالب باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۱ ، ۱۲:۱۷
محسن غفوری
مجسمه و سنگ مرمر
 
 
 
توی یه موزه معروف سنگ های مرمر کف پوش شده بود , مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته شده بودند که مردم از راه های دور و نزدیک واسه دیدنش به اونجا می اومدن .
و کسی نبود که اونو ببینه و لب به تحسین باز نکنه !
یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود ؛ با مجسمه شروع به حرف زدن کرد و گفت :
" این ؛ منصفانه نیست !
چرا همه پا روی من می ذارن تا تو رو تحسین کنن ؟!
مگه یادت نیست ؟!
ما هر دومون توی یه معدن بودیم , مگه نه ؟
این عادلانه نیست !
من خیلی شاکیم ! "
مجسمه لبخندی زد و آروم گفت :
" یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه , چقدر سرسختی و مقاومت کردی ؟ "
سنگ پاسخ داد :
" آره ؛ آخه ابزارش به من آسیب میرسوند . "
آخه گمون کردم می خواد آزارم بده .
آخه تحمل اون همه درد و رنج رو نداشتم . "
و مجسمه با همون آرامش و لبخند ملیح ادامه داد که :
" ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیز بی نظیری بسازه .
به طور حتم بناست به یه شاهکار تبدیل بشم .
به طور حتم در پی این رنج ؛ گنجی هست .
پس بهش گفتم :
" هرچی میخوای ضربه بزن ؛ بتراش و صیقل بده ! "
و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم .
و هر چی بیشتر می شدن ؛ بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر بشم !
پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا میذارن و بی توجه عبور می کنن
آره عزیز دلم ! رنج و سختی ها هدایای خالق مهربون هستیه به من و تو .
و ... یادمون باشه قراره اون قدر خوشگل بشیم که خودمون هم نمی تونیم از الان باور و تصور کنیم .
پس بیا ازین به بعد به هر مسئله و مشکلی سلام کنیم و بگیم : خوش اومدی و از خودمون بپرسیم :
" این بار اون لطیف بزرگ چه موهبت و هدیه ای برامون فرستاده ؟ "
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۱ ، ۱۲:۰۳
محسن غفوری